تبليغاتX
مورچه کوچولو


مورچه کوچولو

منو مي شناسي عزيزم

من همون عاشق خسته ام

اسم من مونده به يادت

يا كه از ياد تو رفتم ؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت :

جهت گمراه نشدن عرض كنم : اين پست مخاطب خاص نداره ! 

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 12:1 توسط مورچه| |

اون کسی را نمی فروشه که آینده اش را بخره .

 دیالوگ فیلم بوی خوش زن - آلپاچینو

نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد 1386ساعت 12:14 توسط مورچه| |

تو : من به اندازه تمام چارخونه های این چادرت با تو خاطره دارم .

من : خاطره های بد را بندازی دور بهتره !

دیروز بعد از دو سال چادر چارخونه ام را انداختم دور . اما یادم نمی ره که به بهانه دماغ گرفتن چادرم را بو می کردی .

بالاخره اون چادری را پوشیدم که با هم خریدیم . کشیدی به صورتت و گفتی خیلی نرمه . یادته ؟ ؟

تو که حرف شنو نبودی چرا به حرفم گوش دادی و خاطره های بد با هم بودنمون را ریختی دور ؟ اگه اون روز اینو بهت گفتم چون فکر میکردم گوش نمی دی مثه همیشه . اما تو یه این دفعه را برای اولین و آخرین بار به حرفم گوش دادی .

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386ساعت 11:8 توسط مورچه| |

روز اولی که می خواستم بیام سر کار بابام دو تا نصیحت بهم کرد که حاصل ۳۰سال تجربه کارمندیش بود : 
۱ - رئیس هر چی می خواد باشه خوش اخلاق بداخلاق خوب بد رئیسه . فکر کن یه چوب خشکه که گذاشتند اون جا تو اول صبح بگو سلام و چشم تا آخر روز . 

۲ - تو اداره باید کور و کر بود . نه چیزی را بشنو نه چیزی را بگو .

مورد اول نصیحت بابابزرگم به بابام بوده که اون هم حاصل یه عمر تجربه کارمندیشو گفته .بابام یه مورد بهش اضافه کرد و حالا من هم یه مورد دیگه بهش اضافه می کنم

۳ - تو اداره نه با ارباب رجوع نه با همکار رفیق نشو . همیشه برای همه یه غریبه باش .

یک ماه بعد از اومدن من به شرکت یکی از همکارام به دلیل رعایت نکردن بند ۱ اخراج شد . شدت و سرعت اخراج در این بند بالاست .

یک سال بعد یکی دیگه برای رعایت نکردن مورد ۲ اخراج شد . فضولی و نخودآش شدن .

حالا هم یکی دیگه برای بند ۳ اخراج شد . وقتی رفیق می شی سر از کارت در می آورند و زیرابت را می زنند . کار کردن با رفاقت جور در نمی یاد . رفاقت توی اداره ها واقعی نیست و دوام نداره . مگه منافع دوام داشته باشه .

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد 1386ساعت 12:1 توسط مورچه| |

هنر پیشه محبوبت کیه ؟ من همیشه عاشق یه هنرپیشه مرد بودم که هی به مرور زمان عوض شدند . وقتی خیلی بچه بودم عاشق سوپر من بودم . مرد محبوبم بود . یه کم که بزرگتر شدم عاشق زرو شدم . البته اون نسخه قدیمی و سیاه و سفیدش . بعد از اون عاشق کلارک گیبل شدم به خاطر نقش رت باتلر تو بر بربادرفته . البته این عشق جاشو داد به یه دوست داشتن که الان هم ادامه داره . بعد از آنتونی باندراس خوشم اومد به خاطر بازی تو دسپیرادو . خیلی فیلم ازش دیدم اما اولین باری که عاشقش شدم اون جا بود . بعد از اون از نیکلاس کیچ خوشم اومد . اون را تو همه فیلماش دوست داشتم چه منفی چه مثبت . بعدها عاشق ریچاردگر شدم برای بازی تو فیلم بی وفا . آرامشی که تو چهره اش داره و موهای خاکستریش منو دیوونه می کنه .

اما حالا هنرپیشه محبوبم به ادوارد نورتون تغییر کرده . همه بازی هاشو دوست دارم . می خواد لات باشه و قمار باز . می خواد دکتر باشه . می خواد شعبده باز باشه . می خواد دزد باشه .  

دیشب اینو اعلام کردم . داداشم گفت : مرد هرزه ایه !

گفتم : دقیقا برای همین دوسش دارم . من هیچ وقت از مردهای مثبت و سالم خوشم نیومده

البته باید بودید و قیافه نا امید مادرم را می دیدید . بیچاره مثل کسی بود که همه زحماتشو برباد میبینه !

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم مرداد 1386ساعت 10:25 توسط مورچه| |

امروز احساس جنازه اي را دارم كه تابوتش را باز كردند مي گند بذاريد نفس بكشه . خوب بيچاره ها ميخواهند لطف كنند . ولي براي من نفس كشيدن ديگه ديره . بوي تعفنم همه را دور مي كنه .

 اما يكي يادش هست كه جنازه ها نفس نمي كشند . نه اين كه اون يكي بمونه و در را ببنده . نه ! از اولش با ديگران نيومده و حال خودش را بد نكرده .

يه لشكر براي دوستي نمي خواستم . يه نفر براي يه عمر كافي بود كه اونم نبود .  

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386ساعت 11:18 توسط مورچه| |

دیروز مامان تو حیاط زیرانداز پهن کرده بود . داشت جدول حل می کرد رفتم زیر سایه درختهای زردآلو دراز کشیدم . نمی دونم چرا همیشه تو هوای آزاد پلکم سنگین می شه . داشت خوابم می برد که مامان برام پتو و بالشت آورد . خوابیدم تا هشت شب .

دختر خاله هم خونه نبود . دیروز یه روز کاملا آروم بود . از اون روزهای آبی رنگ ! امروز چه رنگیه ؟ الان نمی تونم بگم . ولی بعدا می گم . دلم می خواد امروز فسفری باشه . روزهای فسفری می دونید چه جوری اند ؟ پر از عشق و دوستی و محبت . همه هم را دوست دارند . اما روزهای آبی فقط آرومه .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پي نوشت :

غسال خان :  بارها این دل به جرم عاشقی          زیر سنگینی بار غم شکست...

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم مرداد 1386ساعت 9:2 توسط مورچه| |

می رم خونه . دلم برای مامانم تنگ شده . خوب من فقط یه کم بچه نه نه ام . اگه باز هم اون اتفاق ها بیافته من باز هم انتخابم همونه . عذاب می کشم ولی پشیمون نیستم . مامان و بابام را با هیچ کس عوض نمی کنم . می خوام امروز پیش مامانم باشم .

نمی دونم کسی عزیزتر از مامان و بابا هست ؟ جایی بهتر و آرومتر از خونه هست ؟

دیگه بسه از تو سرودن . می خوام یه مدت از خودم بنویسم . امروز به خودم یاد آوری کردم که منو مثه زباله ( اینو از یه دختر خاله عزیز یاد گرفتم ) له کردی و رفتی . می خوام شروع تازه ای را امتحان کنم . اگه دلم باز تنگ شد ...  یادش می یارم که تو دو ساله رفتی و دلت تنگ نشده . مگه من چیم از تو کم تره ؟  

            اگه این دل توی سینه نخواد آروم بشینه                            اونو زنجیر می کنم من

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 15:57 توسط مورچه| |

دیروز بهترین لباسامو پوشیدم و رفتم پیش دوست قدیمیت . وقتی دیدمش حالم بد شد . یک کلمه هم حرف نزدم . با وجود این که اون خیلی مهربون برخورد کرد اما من فقط می لرزیدم . بعد هم اومدم .

می دونی بد جوری بوی تو را می ده ! دلم می خواست ساعتها نگاش می کردم . اما نشد !

صبح داشتم به این موضوع فکر می کردم که چرا بدیهات یادم نمی یاد . مثلا همه فحش هایی که بهم دادی . یا اذیت هات . ...  اصلا یادم نمی یاد . مصیبتی شده این فراموشی واسه ما .

دیروز یکی از دوستام با من یه قرارداد بسته . من امضا کردم . مفاد قرارداد به این شرحه :

۱ - اگه من به تو فکر کنم اون با دوست پسرش حرف می زنه

۲ - اگه من دنبال تو بگردم و سراغت را از این و اون بگیرم اون با دوستش قرار ملاقات می ذاره

۳ - اگه من بهت بزنگم و قطع کنم یا pm بذارم يا به هر نحوي كرم بريزم اون با دوستش س ك س مي كنه

4 - اگه من سعي كنم فراموشت كنم اون هم سعي مي كنه رابطه اش را محدود كنه

5 - اگه هرگز در موردت چيزي نگم حتي با خودم !!  اون رابطه اش را به هم مي زنه

من امضا كردم . مي دوني چرا ؟ چون من نهايتش اينه كه در موردت فكر مي كنم . اما اون نهايتي نداره براي كاراش . اون هم امضا كرد . حالا به نظرت شايسته نيست فراموشت كنم ؟ من به توانايي هام ايمان دارم .

خيلي دلم مي خواد بدونم تو دقيقا كي منو فراموش كردي ...  بعدش منم تاريخ فراموشيم را مي زنم يه روز قبل از تو . مي دوني كه كم نمي يارم

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386ساعت 7:59 توسط مورچه| |

اين روزا با خودم قهرم .

به نظرم خيلي زشت و مزخرفم . پوستم پر از كك و مكه . چشمام سبز دهاتيه . دستام كوتاه و بي ريخته چاق و بد هيكلم . دماغم گنده و پهنه . مريضم . مايه غصه مامانمم . به زور ماشين و طلا و لباس نو و گرون مي خوام خوب باشمو جلب توجه كنم . اما به هر حال دهاتي و بددهنم . بي نمك و كسل كننده ام . خوب حرف نمي زنم. تو دل برو نيستم . هر روز هم زشت تر مي شوم .

وقتي خودم خودم را دوست ندارم چه توقعي از ديگران هست ؟

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

بچه ها كسي مي دونه يه شماره مبايل كه هيمشه خاموشه از كجا مي شه فهميد مال كيه ؟ تو را خدا شوخي نكنيد برام مهمه . اگه كسي راه حلي داره بهم بگه .

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

وقتي كسي نمي خونه خوب آدم تا دلش مي خواد وراجي مي كنه . بد جوري امروز احساس تنهايي مي كنم . بد تر از همه اينه كه فكر مي كنم كسي غمگينه ! شايد هم نباشه . اما من دارم غصه غمگيني كسي را مي خورم كه شايد غمگين باشه . مهم نيست اگه كسي نفهمه اين جمله به كدام دستور زبان بود . چون اصلا اين جا كسي نيست !!

چقدر اين جا غريبم . وقتي آدم از آدميتش روي گردان شه و به مورچه بودن پناه بياره اينه كه غريب و تنها مي شه ديگه !!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

تو لوله هاي دماغم مي سوزه . نه اين كه بخوام گريه كنم ها . نه ! دماغم مي سوزه .

من به كمك نياز دارم . يكي كه مهربون باشه . نه هر كسي . نه همه كس ! كسي يه آدم مهربون سراغ داره ؟ من سال هاست نديدم . اگه مي شناسيد به من معرفي كنيد . من كمك مي خوام .

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386ساعت 10:30 توسط مورچه| |


Design By : Night Skin