من همون عاشق خسته ام اسم من مونده به يادت يا كه از ياد تو رفتم ؟ -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پي نوشت : جهت گمراه نشدن عرض كنم : اين پست مخاطب خاص نداره ! دیالوگ فیلم بوی خوش زن - آلپاچینو تو : من به اندازه تمام چارخونه های این چادرت با تو خاطره دارم . من : خاطره های بد را بندازی دور بهتره ! دیروز بعد از دو سال چادر چارخونه ام را انداختم دور . اما یادم نمی ره که به بهانه دماغ گرفتن چادرم را بو می کردی . بالاخره اون چادری را پوشیدم که با هم خریدیم . کشیدی به صورتت و گفتی خیلی نرمه . یادته ؟ ؟ تو که حرف شنو نبودی چرا به حرفم گوش دادی و خاطره های بد با هم بودنمون را ریختی دور ؟ اگه اون روز اینو بهت گفتم چون فکر میکردم گوش نمی دی مثه همیشه . اما تو یه این دفعه را برای اولین و آخرین بار به حرفم گوش دادی . روز اولی که می خواستم بیام سر کار بابام دو تا نصیحت بهم کرد که حاصل ۳۰سال تجربه کارمندیش بود : ۲ - تو اداره باید کور و کر بود . نه چیزی را بشنو نه چیزی را بگو . مورد اول نصیحت بابابزرگم به بابام بوده که اون هم حاصل یه عمر تجربه کارمندیشو گفته .بابام یه مورد بهش اضافه کرد و حالا من هم یه مورد دیگه بهش اضافه می کنم ۳ - تو اداره نه با ارباب رجوع نه با همکار رفیق نشو . همیشه برای همه یه غریبه باش . یک ماه بعد از اومدن من به شرکت یکی از همکارام به دلیل رعایت نکردن بند ۱ اخراج شد . شدت و سرعت اخراج در این بند بالاست . یک سال بعد یکی دیگه برای رعایت نکردن مورد ۲ اخراج شد . فضولی و نخودآش شدن . حالا هم یکی دیگه برای بند ۳ اخراج شد . وقتی رفیق می شی سر از کارت در می آورند و زیرابت را می زنند . کار کردن با رفاقت جور در نمی یاد . رفاقت توی اداره ها واقعی نیست و دوام نداره . مگه منافع دوام داشته باشه . هنر پیشه محبوبت کیه ؟ من همیشه عاشق یه هنرپیشه مرد بودم که هی به مرور زمان عوض شدند . وقتی خیلی بچه بودم عاشق سوپر من بودم . مرد محبوبم بود . یه کم که بزرگتر شدم عاشق زرو شدم . البته اون نسخه قدیمی و سیاه و سفیدش . بعد از اون عاشق کلارک گیبل شدم به خاطر نقش رت باتلر تو بر بربادرفته . البته این عشق جاشو داد به یه دوست داشتن که الان هم ادامه داره . بعد از آنتونی باندراس خوشم اومد به خاطر بازی تو دسپیرادو . خیلی فیلم ازش دیدم اما اولین باری که عاشقش شدم اون جا بود . بعد از اون از نیکلاس کیچ خوشم اومد . اون را تو همه فیلماش دوست داشتم چه منفی چه مثبت . بعدها عاشق ریچاردگر شدم برای بازی تو فیلم بی وفا . آرامشی که تو چهره اش داره و موهای خاکستریش منو دیوونه می کنه . اما حالا هنرپیشه محبوبم به ادوارد نورتون تغییر کرده . همه بازی هاشو دوست دارم . می خواد لات باشه و قمار باز . می خواد دکتر باشه . می خواد شعبده باز باشه . می خواد دزد باشه . دیشب اینو اعلام کردم . داداشم گفت : مرد هرزه ایه ! گفتم : دقیقا برای همین دوسش دارم . من هیچ وقت از مردهای مثبت و سالم خوشم نیومده البته باید بودید و قیافه نا امید مادرم را می دیدید . بیچاره مثل کسی بود که همه زحماتشو برباد میبینه ! امروز احساس جنازه اي را دارم كه تابوتش را باز كردند مي گند بذاريد نفس بكشه . خوب بيچاره ها ميخواهند لطف كنند . ولي براي من نفس كشيدن ديگه ديره . بوي تعفنم همه را دور مي كنه . اما يكي يادش هست كه جنازه ها نفس نمي كشند . نه اين كه اون يكي بمونه و در را ببنده . نه ! از اولش با ديگران نيومده و حال خودش را بد نكرده . يه لشكر براي دوستي نمي خواستم . يه نفر براي يه عمر كافي بود كه اونم نبود . دیروز مامان تو حیاط زیرانداز پهن کرده بود . داشت جدول حل می کرد رفتم زیر سایه درختهای زردآلو دراز کشیدم . نمی دونم چرا همیشه تو هوای آزاد پلکم سنگین می شه . داشت خوابم می برد که مامان برام پتو و بالشت آورد . خوابیدم تا هشت شب . دختر خاله هم خونه نبود . دیروز یه روز کاملا آروم بود . از اون روزهای آبی رنگ ! امروز چه رنگیه ؟ الان نمی تونم بگم . ولی بعدا می گم . دلم می خواد امروز فسفری باشه . روزهای فسفری می دونید چه جوری اند ؟ پر از عشق و دوستی و محبت . همه هم را دوست دارند . اما روزهای آبی فقط آرومه . -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پي نوشت : غسال خان : بارها این دل به جرم عاشقی زیر سنگینی بار غم شکست... می رم خونه . دلم برای مامانم تنگ شده . خوب من فقط یه کم بچه نه نه ام . اگه باز هم اون اتفاق ها بیافته من باز هم انتخابم همونه . عذاب می کشم ولی پشیمون نیستم . مامان و بابام را با هیچ کس عوض نمی کنم . می خوام امروز پیش مامانم باشم . نمی دونم کسی عزیزتر از مامان و بابا هست ؟ جایی بهتر و آرومتر از خونه هست ؟ دیگه بسه از تو سرودن . می خوام یه مدت از خودم بنویسم . امروز به خودم یاد آوری کردم که منو مثه زباله ( اینو از یه دختر خاله عزیز یاد گرفتم ) له کردی و رفتی . می خوام شروع تازه ای را امتحان کنم . اگه دلم باز تنگ شد ... یادش می یارم که تو دو ساله رفتی و دلت تنگ نشده . مگه من چیم از تو کم تره ؟ اگه این دل توی سینه نخواد آروم بشینه اونو زنجیر می کنم من دیروز بهترین لباسامو پوشیدم و رفتم پیش دوست قدیمیت . وقتی دیدمش حالم بد شد . یک کلمه هم حرف نزدم . با وجود این که اون خیلی مهربون برخورد کرد اما من فقط می لرزیدم . بعد هم اومدم . می دونی بد جوری بوی تو را می ده ! دلم می خواست ساعتها نگاش می کردم . اما نشد ! صبح داشتم به این موضوع فکر می کردم که چرا بدیهات یادم نمی یاد . مثلا همه فحش هایی که بهم دادی . یا اذیت هات . ... اصلا یادم نمی یاد . مصیبتی شده این فراموشی واسه ما . دیروز یکی از دوستام با من یه قرارداد بسته . من امضا کردم . مفاد قرارداد به این شرحه : ۱ - اگه من به تو فکر کنم اون با دوست پسرش حرف می زنه ۲ - اگه من دنبال تو بگردم و سراغت را از این و اون بگیرم اون با دوستش قرار ملاقات می ذاره ۳ - اگه من بهت بزنگم و قطع کنم یا pm بذارم يا به هر نحوي كرم بريزم اون با دوستش س ك س مي كنه 4 - اگه من سعي كنم فراموشت كنم اون هم سعي مي كنه رابطه اش را محدود كنه 5 - اگه هرگز در موردت چيزي نگم حتي با خودم !! اون رابطه اش را به هم مي زنه من امضا كردم . مي دوني چرا ؟ چون من نهايتش اينه كه در موردت فكر مي كنم . اما اون نهايتي نداره براي كاراش . اون هم امضا كرد . حالا به نظرت شايسته نيست فراموشت كنم ؟ من به توانايي هام ايمان دارم . خيلي دلم مي خواد بدونم تو دقيقا كي منو فراموش كردي ... بعدش منم تاريخ فراموشيم را مي زنم يه روز قبل از تو . مي دوني كه كم نمي يارم اين روزا با خودم قهرم . به نظرم خيلي زشت و مزخرفم . پوستم پر از كك و مكه . چشمام سبز دهاتيه . دستام كوتاه و بي ريخته چاق و بد هيكلم . دماغم گنده و پهنه . مريضم . مايه غصه مامانمم . به زور ماشين و طلا و لباس نو و گرون مي خوام خوب باشمو جلب توجه كنم . اما به هر حال دهاتي و بددهنم . بي نمك و كسل كننده ام . خوب حرف نمي زنم. تو دل برو نيستم . هر روز هم زشت تر مي شوم . وقتي خودم خودم را دوست ندارم چه توقعي از ديگران هست ؟ -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- بچه ها كسي مي دونه يه شماره مبايل كه هيمشه خاموشه از كجا مي شه فهميد مال كيه ؟ تو را خدا شوخي نكنيد برام مهمه . اگه كسي راه حلي داره بهم بگه . -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- وقتي كسي نمي خونه خوب آدم تا دلش مي خواد وراجي مي كنه . بد جوري امروز احساس تنهايي مي كنم . بد تر از همه اينه كه فكر مي كنم كسي غمگينه ! شايد هم نباشه . اما من دارم غصه غمگيني كسي را مي خورم كه شايد غمگين باشه . مهم نيست اگه كسي نفهمه اين جمله به كدام دستور زبان بود . چون اصلا اين جا كسي نيست !! چقدر اين جا غريبم . وقتي آدم از آدميتش روي گردان شه و به مورچه بودن پناه بياره اينه كه غريب و تنها مي شه ديگه !! -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- تو لوله هاي دماغم مي سوزه . نه اين كه بخوام گريه كنم ها . نه ! دماغم مي سوزه . من به كمك نياز دارم . يكي كه مهربون باشه . نه هر كسي . نه همه كس ! كسي يه آدم مهربون سراغ داره ؟ من سال هاست نديدم . اگه مي شناسيد به من معرفي كنيد . من كمك مي خوام .
۱ - رئیس هر چی می خواد باشه خوش اخلاق بداخلاق خوب بد رئیسه . فکر کن یه چوب خشکه که گذاشتند اون جا تو اول صبح بگو سلام و چشم تا آخر روز .

![]()

![]()

![]()
| Design By : Night Skin |


