در خصوص خورشت کنگر به عرضتون برسونم که بنده متوجه شدم هیچ دوست کدبانویی ندارم به غیر از یکی دوتا که زحمت کش و خانم و ماهر بودند. شماها خجالت نمی کشید ؟ نه خداییش .... حالا از اقایون بگذریم که می خورند و نمی دونند حتی چی توش بوده . شماها چی ؟ دو تا طرز پخت عمده من کشف کردم : ۱ - همان خورشت قیمه را می پزیم و به جای سیب زمینی کنگر خورد و سرخ شده می ریزیم ۲ - همان خورشت کرفس را می پزیم به جای کرفس کنگر می ریزیم اینم کاری داشت ؟ من امروز یه تقاضای دیگه دارم . کنگر را فراموش کنید . می خوام یه تست روانشناسی ازتون بگیرم . اگه مایل باشید . هفته دیگه جوابشو می گم بهتون . معنیشو می گم خودتون می فهمید چه طور بودید . من تست خودمم براتون می نویسم . خوبه ؟ اینو جدیدا کشف کردم ذوق دارم . لطفا همکاری کنید . خوب شروع می کنیم : تو یه محیط اروم . با تمرکز کمی چشماتون را ببندید و نفس عمیق بکشید . سعی کنید ذهنتون اروم باشه . به چیزی فکر نکنید . حالا تصور کنید وارد یه باغ می شوید . باغو تجسم کنید . وارد شوید . خوب نگاهش کنید . دیوارهاش چه شکلیه ؟ اصلا دیوار داره ؟ در داشت ؟ تو باغ راه بروید . چه شکلیه ؟ چه اندازه ایه ؟ چی توش داره ؟ به نظر شما چه جور باغیه ؟ برام خوب توصیفش کنید . توش آب هم هست ؟ آبش چه شکلیه ؟ چه اندازه ایه ؟ شما با آب چه کار کردید ؟ تو باغ راه بروید . دیگه چی می بینید ؟ لیوانی اونجاها هست ؟ اگه هست چه شکلیه ؟ خوب توصیفش کنید . پرنده ای هست ؟ چه وقت روزه ؟ هوا چه طوره ؟ شما اونجا چه احساسی دارید ؟ خوب حالا هی چی تو باغ دیدید برا من بنویسید . -------------------------------------------------------------------------------- بچه ها ممنون که تو آزمون من شرکت کردید . خوب کمی صبر کنید جواب را می ذارم کدبانوهای عزیز لطفا دستور پخت خورشت کنگر را به من بدید . شنیدم ترشی هم می شه اونم بی زحمت بگید . اگه در موارد دیگه هم کاربرد داره بفرمایید . من تا حالا استفاده نکردم . اما از آنجا که فصلشه و منم علاقه مند به آشپزی ام دوست دارم یاد بگیرم . اصلا شکمو نیستم ها اشتباه نشه از اینترنت یه چیزهایی سرچ کردم اما به نظرم اونی نیست که کسی خودش بخته باشه و نوشته باشه . با تشکر و سپاس فراوان . این فیلم را دیدید ؟ سه نفر بازی می کنند . فلسفه زندگی را به راحتی تو چند صحنه خلاصه کرده . هر بخش زندگی یه فصله . بهار کودکی - تابستان جوانی و شهوت و اشتباه - پاییز تاوان تابستان و رکود - زمستان تجربه و پختگی و پیری و بهار کودک دوباره ای که تو بزرگ می کنی و جای پای تو راه خواهد رفت و جای تو زندگی را دوباره تجربه می کند . شاید چند جمله اونم چون بار معنایی زیادی داره بیشتر گفته نشه . اما فضای فیلم و معانیش اون قدر عمیقه که تو پلک نمی زنی . چه حسی داره همه عمر وسط یه دریاچه تو یه کلبه چوبی زندگی کنی ؟ دریاچه ای که دور تا دورش جنگله . با قایق سفر کنی . با حیوانات زندگی کنی و زیر بارون شدید دوش بگیری ؟ انسان نیاز داره اجتماعی باشه اما من این زندگی را هم دوست دارم . حداقل گاهی دیروز سر کلاس یه پسر بچه ۸ ساله را آورده بودیم که استاد ازش تست وکسلر بگیره . این تست نشون می ده که رشد اجتماعی بچه چند ساله ؟ این قدر بهمون خوش گذشت که حد نداشت . استاد ازش پرسید این کوه ها را خدا چه طوری ساخته ؟ ۱ پسر بچه که از استرس اونم تو یه کلاس غریب با یه عالمه ادم گنده سر صندلی نشسته بود . یعنی داشت می افتاد . گفت : اولش اب و خاک را قاطی کرد که گل بشه بعد گل ها را گذاشت رو هم و چسبوند . اخرش هم یه کم سنگ بهش اضافه کرد . استادرو به ما گفت من جای این بچه بودم گریه می کردم .بعد بهش گفت : چاشنیش بود ؟ برا این که خوب بچسبه ؟ - بله ! البته من خودم اون جا نبودم پسر خاله ام اون جا بوده و این ها را بهم گفته . من : استاد چسب هم خدا به کار برده بوده ؟ پسر : نه ! گل و سنگ خودش به هم می چسبه استاد : خانم مورچه شما با این قدت هنوز نمی فهمی کوه توش چسب به کار نمی ره ؟ این آقا پسر می دونه ! واقعا که خجالت داره . نه خیر چسب نداره بگذریم از انفجار خنده کلاس خود آقا پسر جدی و با ترحم منو نگاه می کرد و افسوس می خورد از این همه بی خردی . ۲ استاد گفت من یه قصه نصفه می گم شما کاملش کن . یه بچه ای بوده شب که می خوابه یهو از خواب بیدار می شه . چرا ؟ مگه چی شده ؟ - ترسیده - چرا ؟ - بیدار شده دیده مادرش نیست . یهو ترسیده و بعدشم هی گریه می کنه استاد گفت بچه هایی که شب ادراری دارن ( البته رو تابلو به زبان اصلی نوشت ) می گن جیش کرده . اما این یکی انگار وابستگی شدید به مادرش داره . یا ترس از دست دادنش . گفتیم : استاد خصوصیات اون بچه قبلی که دختر بود و اومده بود را میگی ؟ ( همین منظورمون بود . می خواستیم خودش نفهمه ) استاد : نه ! اون بچه قبلی باهوشه می فهمه !!! -------------------------------------------------------------------------------------------- بقیه نوشت : پیرو سوالات مکرر دوستان لازم به توضیحات ذیل می دونم : - درس مربوطه ( آموزش و پرورش کودکان استثنایی ) است . کودک استثنایی کودکیه که یا خیلی با هوشه یا کند ذهنه . یا مشکل نقص عضو داره . خلاصه نرمال نیست . ولی فقط شامل عقب مانده ها نیست . با هوش ها و پر هوش ها را هم شامل می شه . - تست وکسلر هم خودش چند تا قسمت داره کلامی و غیر کلامیه که هر کدوم ۶ تا زیرمجموعه داره جمعا ۱۲ تا تسته . هر تست یه کتابچه خیلی کم حجمه . ما فقط دو تا از کتابچه ها را از بچه گرفتیم . خسته شد . باید طی دو جلسه متوالی باشه . دفترچه اول یه سری معلومات عمومی بود که از ساده به مشکل بود . مثلا : بعد از ماه تیر چه ماهیه ؟ دفترچه دوم هم یه سری شکل های ساده بود که یه قسمتش کم بود و بچه باید بگه کجاش کمه . مثلا یه قیچی که یه طرفش نیست . یه گربه که سبیل نداره . یه دختر بچه و عروسکش که عکسش تو اینه عروسکه نیست . یه جا یه در بود که لولا نداشت . پسر بچه ما گفت یه خونه است که خونه اش نیست . فقط درش هست - سوالاتی که بالا نوشتم استاندارد وکسلر نیست یه جورایی مکمل بود . تست را بر اساس شرایط فرهنگی و سنی می شه یه کم تغییر داد . - همیشه کلاس های ما بگو و بخند و تفریح نیست . این یه تک ساعت عملی درس است . دو ساعت تئوری هم جدا داره . - رشته منم علوم تربیتی - گرایش تکنولوژی آموزش - استادم هم دکترای مشاوره و راهنمایی است . بی نهایت هم دوسش دارم . - یه درس دیگه هم داره ( مقدمات مشاوره و راهنمایی ) اونم مقدمه کار کساییه که مشاور می شوند . مثل مشاوره خانواده یا مشاور مدرسه . مشاورانی که تو دادگاه ها هستن و یا بیرون ساعتی پول می گیرن و تو براشون حرف می زنی . اونم خیلی جالبه استادش هم همین دکتر است و حالا که این قدر استقبال کردید از دروس جذاب بنده در مورد مطالب اون کلاسم هم می نویسم . مطالبش خیلی خیلی عملیه و به درد زندگی می خوره من خالی از عاطفه و خشم خالی از خویشی و غربت گیج و مبهوت بین بودن و نبودن آخرین همسفر من مثل تو منو رها کرد ای دریغ از من که بی خود مثل تو گم شدم تو ظلمت تن ای دریغ از تو که مثل عکس عشق هنوزم داد می زنی تو آیینه من گریمون هیچ خندمون هیچ باخته و برندمون هیچ تنها آغوش تو مونده غیر از اون هیچ ای مثل من تک و تنها دستامو بگیر که عمر رفت همه چیز تویی زمین و آسمون هیچ بی تو میمیرم همه بود و نبود بیا پر کن منو ای خورشید دل سرد بی تو میمیرم مثل قلب چراغ نور تو بودی کی منو از تو جدا کرد. بابام یه کارتن نوار کاست قدیمی تو کمدش داشت که همش براش خاطره بود . خیلی وقت پیش چند وقت یه بار می رفتم و یواشکی یکی از کاستهاشو بر می داشتم و گوش می دادم . هر چند کیفیت نداشت و خیلی به زحمت می فهمیدی چی می گه ولی من عاشقشون بودم . حتی اگه تو کامپیوترمون همون اهنگ قدیمی ها بود من دوست داشتم نوارشو گوش بدم . کم کم تقریبا اون جعبه خالی شد و همش یواشکی به کشوی میز من منتقل شد . کم کم شد خاطره های من . روزهایی که با صدای خش دار ابی گریه کردم و شب هایی که تا صبح داریوش گوش دادم تا شب بگذره . و آهنگ هایی که ساعتها باهاشون اشک ریختم تا صدای هق هقم بیرون نره . گناه از تو بود و من نیازمند بخششم چرا که من از ابتدا تو را ز خود نرانده ام . گناه کار هر که بود کیفر آن مال من است ... یه روز این کار را گذاشتم کنار . ریشه اش جای دیگه ای بود . همه نوارهامو (دیگه بی چون و چرا مال من شده بود ) گذاشتم تو یه جعبه و دور تا دورشو چسب زدم و گذاشتم زیر تختم . مثل کسی که ترک می کنه . من داشتم ترک می کردم . اما نه آهنگهامو . امسال موقع خونه تکونی جعبه را باز کردم و با دیدن نوار قصه هام خانم حنا - خاله سوسکه کلی ذوق کردم و کل جعبه را گذاشتم زیر صندلی ماشینم تا گوش بدم . غافل از این که ... من خوبم فقط نمی دونم چرا وقتی ترانه های قدیمی مرجان را گوش می دم دیدم تار می شه من خوبم فقط وقتی جومونگ می بینم نمی دونم چرا خودم را جای سوسانا می ذارم و هی بغض می کنم و هی خوابم نمی بره من خوبم فقط باک بنزینم تموم شده و کارت سوختم اصلا به فکرم نیست . رفته یه جا قایم شده . نمی دونم کجا من خوبم فقط هر چی درس می خونم هی بر می گردم ورق می زنم می بینم یه صفحه خوندم . هی به مغزم فشار می یارم می بینم نمی دونم چی خوندم . من خوبم فقط هر چی میگردم دنبال یه نفر که باهاش بحرفم و سبک شم تلفن هیچ کس در دست رس نیست من خوبم فقط حس می کنم باید بلند شم و تو خیابون راه بروم و تنمو جزئی از همه شلوغی ها بدونم و خودمو بخشی از مردمی بدونم که برام اهمیت ندارن بلکه در این حین روحمم تصادف کرد با موضوعی و متحول شد . من خوبم فقط هر چی به مدل های نقاشیم فکر میکنم حس می کنم هیچی جالب نیست و هر چی به آرشیو فیلمهام نگاه می کنم حس می کنم همش چرته . و هر چی می خوام به خودم بگم یه کاری هست که بالاخره خوب تره و جالب تره خودم دیگه گول نمی خوره و هی دهن کجی می کنه و هی می گه من دیگه بزرگ شدم گولم نزن من خوبم فقط نمی دونم چرا هیچ فکر این که ۵ شنبه ها تعطیل شدم خوشحالم نمی کنه خسته نیستم . چون خوبم . خوابم هم نمی یاد . مریض هم نیستم . بر خلاف همیشه خیلی هم سالم ترم . شبا هم خوب می خوابم . سرفه هام بهتر شده . استراحت ۱۵ روز عید خیلی به جسمم کمک کرده . اما انگار یه مریضی جدید گرفتم . غدد اشکم خود مختار شده . اینم یه جورشه دیگه !!! ---------------------------------------------------------------------------------- من : الو سلام آقا آسایشگاه روانی ؟ - بفرمایید من : با یه آقایی کار داشتم به اسم رضا - کدوم بخشه ؟ من : مگه چند تا بخش هست ؟ - ۱۰ تا لاله - یاس - سوسن - سنبل - نسترن - رز - همیشه بهار من : آقا تو را خدا من نمی دونم کجاست می شه شما پیداش کنید ؟ خیلی مهمه - کیش می شی ؟ من : اوووومم .... خوب .... دوستش - سکوت ......... من : آقا به خدا واجبه خواهش می کنم . من باید باهاش حرف بزنم - چون راستشو گفتی برات وصل می کنم . همه همیشه می گن خواهرش . مادرش . دختر خالش . ولی تو راستش را گفتی . کمکت می کنم . . . . . یک ساعت بعد که همه گلستان جست و جو شد - نیستش دخترم . بهت گفته این جا بستریه ؟ دروغ گفته ! مطمئن باش دیدی که من همه طبقه ها را گشتم . من : چرا دروغ گفته ؟ چرا یکی باید بگه دیوانه است ؟ اونم به دروغ ؟ - نمی دونم . ناراحت نباش حتما دلیل خوبی داشته . . . من :- - - - - - - - - - - - حاضر بودم همه چیزمو بدم و اون یه بیمار روانی بستری شده باشه تا یه دروغ گوی سو استفاده گر از سادگی من ! یه بیمار را می شه دوست داشت ولی یه دروغ گوی پست و ... -------------------------------------------------------------------------------- چرا وقتی بی شیله پیله می یای مینویسی دچار کمبود محبتی همه می یان شماره تلفن و ادرس ایمیل می ذارن و می گن بیا با هم بیشتر آشنا شیم ؟ هان ؟ همیشه باید یه نقاب زد تا زنده بود ؟ همیشه باید دروغ گفت ؟ باید پشت یه لبخند ساده پنهان شد ؟ همیشه باید اونی که هستیم نباشیم ؟ خوب من اینم . برام مهم نیست کسی بدونه . من اینم بی هیچ نقابی آیا دنیا یه میدون جنگه که باید لای یه عالمه مرده تو هم خودتو بزنی به مردن تا بهت شلیک نشه ؟ یا یه گورستانه که حتی اگه مرده ای بیش نیستی باید نقاب زنده ها را بزنی تا کفتارها جنازه ات را ذره ذره نخورن ؟ چیزی بیشتر از این هست به من بگید . باید خاک باید خاک می بود صبور و سرد ( یحی دولت ابادی ) چقدر دلم می خواد کسی برام شعر می گفت . نامه می نوشت . روی نیمکت زرد پشت دیوار یادگاری می نوشت . شب و روز برا دیدنم خدا خدا می کرد . بی هوا خودشو سر مسیرم قرار می داد . به عالم و ادم پیغام می داد که شاید یکی دلش بسوزه و یکیشو به من برسونه . چقدر دلم می خواست کسی شبا قبل از خواب همه ارزوهاش من بودم . کسی همه حسرت زندگیش گرمی دست های من بود . تنهایی هامو جارو می کرد . برام قصه قدیم هاشو می گفت . اون وقتها که خدا منو برا خوشبختی اون افریده بود . نه حلا که خدا خودشم یادش نمی یاد منو برا چی افریده بوده حالم بده . شاید واقعا دلمم نمی دونه چی می خواد امروز مي خوام يه سري از كارهايي كه تو عيد كردم را بذارم . بگيد پيشرفتي آيا داشتم ؟ اين اولي را فقط با كاردك كشيدم . شديد جرميه ۶ كيلو وزنشه اين يكي را به سفارش يكي از دوستام كشيدم . البته پولي . خودشم مدلش را داده . مامانم نظر داد كه اينو هم با كادرك بكشم . مامانم خوشش مي ياد نقاشي برجسته و جرمي باشه . منم گفتم چشم . سليقه مامانم خوبه ؟ اين را برا تولد يكي ديگه از دوستام كه تو ارديبهشته كشيدم خيلي هم دوسش دارم . خودم خوشم اومد ازش روزنامه زيرش برا اينه كه ديوار كثيف نشه . اول ديوار را روزنامه كردم بعد زدمش به ديوار اين آقاي گويا است . گويا يكي از نقاش هاي قديمي و معروفه . البته خدا رحمتش كنه . سبك اين كار گلايزه . يعني فقط با رنگ غليظ سايه هاي روشن را مي ذاريم بعد كه خوب خشك شد رنگ را رقيق مي كنيم . مثه آبرنگ با يه قلم گرد بزرگ سايه هاي تيره را مي ذاريم . اينو هر كسي بلد نيست . استاد ما همين طوري يادش افتاد و گفت اينو بهت ياد مي دم يادگاري از من به تو اين يكي هم از همون سبك مي خوام بكشم فقط خشك نشده كه تيره ها را بذارم . بچه يه كم قهره اين روي مخمل سياهه . خوشم از اين كارها نمي ياد . همه خيلي دوست دارن اما يه جورايي فقط تجاريه . من به عنوان يه كار هنري قبولش ندارم . ديگه هم نمي كشم اينم مثه همونه اينم رو مخمله كه بابام مي خواد ازم بخره برا مادر بزرگم . چند به نظرتون قيمت بذارم ؟ به هر حال منم خرج دارم . اينو خيلي مي دوستم . رنگش اين جوري نيست دقيقا . نور توش خورده .برا همين سبز به نظر مي ياد . ازش راضيم . مي شد بهتر هم باشه ولي ديگه آخرين كارم بود خسته شده بودم . بچه ام استاد چيپويه سلام عرض مي كنه . قربونش بروم نگيد چه زشت ها . دلم مي شكنه بعد از دو هفته ای و اندی استراحت من اومدم . این مدت خیلی خوب بود . با وجود این که یه روز این قدر کار کرده بودم که شبش تب و لرز کردم اما باز بهتر از پشت کامپیوتر نشستن بود . می خواستم عکس نقاشی هامو بذارم نشد . فردا شاید بذارم . خودم راضیم و هیچی مهم تر از این نیست یه روز که ده نفر مهمون داشتیم مامانم را با اونها فرستادم بیرون بگرده و خودم از صبح تا ظهر نهار پختم . سفره را اماده کردم . سالاد و سوپ و ... همه کف کرده بودن . خالم بعد از ۲۰ سال مرغ پختن دستور مرغ منو گرفت دیگه چه کارا کردم ؟ شدیدا ور دست مادر بودم . نذاشتم هیچ از باب مهمانها خوف به دلش راه بده . اما چه کارا نکردم ؟ دریغ از یه صفحه نا قابل درس .... با خودم گفته بودم تو این تعطیلات کلی جلو می افتم . بدتر کلی عقبم . حداقل تو اداره گاهی لای کتابی باز می شه .
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نگاهي به درخت سيب بيندازيد. شايد پانصد سيب به درخت باشد که هر کدام حاوي ده دانه است. خيلي دانه دارد نه؟ ممکن است بپرسيم «چرا اين همه دانه لازم است تا فقط چند درخت ديگر اضافه شود؟»
اينجا طبيعت به ما چيزي ياد مي دهد. به ما مي گويد:
«اکثر دانه ها هرگز رشد نمي کنند. پس اگر واقعاً مي خواهيد چيزي اتفاق بيفتد، بهتر است بيش از يکبار تلاش کنيد.»
از اين مطلب مي توان اين نتايج را بدست آورد:
- بايد در بيست مصاحبه شرکت کني تا يک شغل بدست بياوري.
- بايد با چهل نفر مصاحبه کني تا يک فرد مناسب استخدام کني.
- بايد با پنجاه نفر صحبت کني تا يک ماشين، خانه، جاروبرقي، بيمه و يا حتي ايده ات را بفروشي.
- بايد با صد نفر آشنا شوي تا يک رفيق شفيق پيدا کني.
وقتي که «قانون دانه» را درک کنيم ديگر نااميد نمي شويم و به راحتي احساس شکست نمي کنيم.
قوانين طبيعت را بايد درک کرد و از آنها درس گرفت.
در يک کلام:
افراد موفق هر چه بيشتر شکست مي خورند، دانه هاي بيشتري مي کارند.
همه امور به هم مربوطند
آيا دقت كرده ايد كه هر وقت به طور منظم ورزش مي كنيد، ميل به غذاهاي سالم تر و بهتر داريد؟
آيا دقت كرده ايد كه وقتي غذاهاي سالم تر و بهتري مي خوريد انرژي بيشتري داريد و طبعاً دوست داريد كه ورزش كنيد؟
همه چيز در زندگي به هم مربوط است. روش تفكر شما روي روحية شما مؤثر است، روحية شما بر نوع راه رفتنتان مؤثر است، راه رفتن شما روي نحوة گفتارتان اثر مي گذارد، روش حرف زدنتان روي طرز فكرتان مؤثر است!
تلاش براي پيشرفت در يك بُعد زندگي بر ساير ابعاد زندگي اثر مي گذارد.
وقتي در خانه خوشحال هستيد، در محل كار نيز احساس شادي بيشتري خواهيد كرد و وقتي سر كار شاد باشيد در خانه نيز شاد خواهيد بود.
اينها به چه معناست؟
- اينكه براي پيشرفت در زندگي مي توانيد از هر نقطه مثبتي شروع كنيد. مي توانيد با برنامه اي براي پس انداز، نوشتن ليست اهدافتان، رژيم غذايي يا تعهد براي گذراندن وقت بيشتر با فرزندانتان شروع كنيد. اين كار مثبت منجر به نتايج مثبت ديگر هم مي شود، چون که همه امور به هم مربوطند.
- مهم نيست كه تلاشي كه جهت «پيشرفت» مي كنيد كجا صرف مي شود. مهم اين است كه شروع كنيد.
- عكس اين قضيه هم صادق است. يعني اگر يك بعد زندگي شما خراب شد، ساير ابعاد هم به زودي خراب مي شود. بايد به اين مسأله دقت خاصي داشته باشيد.
در يک کلام
هر كاري كه انجام مي دهيد به نوبه خود اهميت دارد زيرا بر امور ديگر نيز مؤثر است
![]()










. حس می کنم دیگه به کلاس نیازی ندارم .
هر چند سرعتم کمه اما کیفیتش خوبه .
| Design By : Night Skin |


